نمایش 33–48 از 54 نتیجهSorted by latest
-
پنج قدم فاصله
850,000 توماننمایش سریعکتاب پنج قدم فاصله به قلم ریچل لیپینکات ، قصۀ عاشقانهی دو جوان بیمار را به تصویر میکشد که هنگام معالجه بیماریشان، دلباختهی هم میشوند.
پنج قدم فاصله (Five feet apart) رمان عاشقانهای است که هر شخصی را میتواند شیفتهی خود کند. داستان در آن واحد که موضوعی عاشقانه را نقل میکند به بحث ناخوشایند و غمناک بیماری خاص نیز میپردازد که ممکن است تعداد زیادی از افراد بطور حقیقی از آن رنج ببرند و این موضوع هنگامی سبب آزردگی خاطر بیشتری میشود که این افراد دچار عارضهای به نام عشق شوند. عشقی که هیچگاه نتوانند به آن برسند.
استلا و ویل، هر دو با بیماری فیبروز کیستیک دست و پنجه نرم میکنند که یک بیماری تنفسی است و زمینه عفونتهای مختلف باکتریایی را در بدن ایجاد میکند. این زوج با یک مشکل مواجهند و آن این است که آنها نباید یکدیگر را لمس کنند زیرا یکی از آنها بیماری دیگری علاوه بر فیبروز کیستیک دارد که منتقل میشود. -
نمیتوانی به من آسیب بزنی
900,000 توماننمایش سریعغذا خوب بود؛ ولی با اینکه شش هفت سال بیشتر نداشتم میدانستم که شام خانوادگي ما در مقایسه با دیگر خانوادهها فرمالیته و مزخرف است. به علاوه، باید سریع میخوردیم و وقت نبود از آن لذت ببریم؛ زیرا ساعت هفت عصر درها باز میشدند و دیگر حق وقت تلفکردن نداشتیم. باید سر جای خود میبودیم و وسایل نیز باید آماده میبودند.
پدرم مانند کلانتر بود و وقتی پایش را داخل اتاقک دیجی میگذاشت بر ما کاملا تسلط داشت. با چشمی تیزبین همهی اتاق را بررسی میکرد. اگر خطایی کرده بودیم، فریادش به گوشمان میرسید یا گاهی هم مشتش.
آن سالن زیر نورهای سقفی چیز خاصی به نظر نمیآمد؛ اما وقتی او نورها را کم میکرد، نورهای تزييني قرمز رنگ در میدان میدرخشیدند و در گویهای آینهای گردان منعکس میشدند و جذابیت رولر دیسکو را بیشتر میکردند. آخر هفتهها و شبها، صدها اسکیت باز با ازدحام از در داخل میشدند. اکثر خانوادگی میآمدند و برای ورودی سه دلار و برای اسکیت نیم دلار میپرداختند و وارد زمین میشدند.
اجاره اسکیتها و مدیریت کل آن ایستگاه با من بود. چهارپایه را مثل چوب زیربغل با خودم همه جا می بردم. بدون آن، مشتریان نمیتوانستند مرا ببینند!
برای ترانیس، پول همه چیز بود. وقتی مردم وارد میشدند آنها را میشمرد و هر لحظه درآمدش را حساب میکرد و برای همین، وقتی بعد از تعطیلی کار، به سراغ صندوق میرفت تقریبا از داخل آن خبر داشت. به نفع مان بود که پولها همه سر جایشان باشند. -
او را برایت میکشم
850,000 توماننمایش سریعچه کسی شما را متهم به قتل میکند، وقتی دشمنی ندارید؟
لاوسن وینسلو که یک میلیونر است هنگام رفتن به یک مهمانی پیغامی با این مضمون دریافت میکند: (او را برایت میکشم.) او در ابتدا فکر میکند کسی او را بازی میدهد اما خیلی زود جسد یک زن در طبقهی بالای خانه پیدا میشود.
مدارکی علیه لاوسن وجود دارد. یک شاهد پیدا میشود. و وقتی قاتل دوباره تماس میگیرد از لاوسن میخواهد تا بازی خطرناکی را با او آغاز کند. و اگر او در این بازی شرکت نکند، پیرینت مکالماتش به پلیس نیویورک فرستاده میشود.
لاوسن که فرد بیمسئولیت و بیکفایتیست نمیتواند کاری انجام دهد. او حتی یک روز هم در زندگیش کار نکرده است. اما اکنون باید بیگناهیش را ثابت میکرد. اما نمیدانست چگونه باید این کار را انجام دهد. لاوسن یک مامور ویژه به نام بیلی هالووی را استخدام میکند تا در این شلوغیها کمکش کند. او باید اسرار این قتل را قبل از اینکه این باجگیر زندگی او و خانوادهاش را برای همیشه نابود کند، پیدا میکرد. -
جاسوس
300,000 توماننمایش سریعدردنیایی که هر کسی به هربهایی برای بقایش میجنگد، درمورد رفتارکسانی که تصمیم میگیرند بمیرند چه قضاوتی میتوان کرد؟ هیچکس نمیتواند قضاوت کند، زیرا هرکسی وسعت رنج خودش ، و میزان فقدان معنای زندگی خودش را میشناسد.
– دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتارکنید، خطر متفاوت بودن را بپذیرید امّا بدون جلب توجه متفاوت باشید
– آگاهی از زمان مرگ، ما را تشویق میکند تا بیشتر زندگی کنیم
– مردم هیچگاه باشنیدن، چیزی نمیآموزند، باید خودشان آن را تجربه کنند، اگرزندگی کنی، خداوند با تو زندگی خواهد کرد.
– چشمهای باش که همیشه جاریست ونه چاهی که کارش انبار کردن آب است.
داستان درمورد ورونیکا، دختر بیست وچهار سالهی اسلوونیاییست که علی رغم زندگی نرمالش تصمیم به خودکشی میگیرد. این رمان تا حدودی براساس تجربههای شخصی نویسنده است، داستان حاوی این پیام است ( عقلانیت انبوهی از دیوانگی هاست) -
دختران حوا
700,000 توماننمایش سریعمادرم دو بار از دنیا رفت. به خودم قول دادم تا اجازه ندهم داستان او فراموش شود… پمپه و آدم توپراک ترکیه را به قصد لندن ترک میکنند. در آنجا زندگی جدیدی برای خانوادهشان میسازند. ولی سنتها و عقاید کشورشان با آنها همراه میشود. این عقاید و سنن که در خونشان جاری است، به فرزندانشان، اسکندر و اسما میرسد.
فرزندان خانواده توپراک که در بند اشتباهات گذشته خانواده هستند، زندگیشان با جنایتی وحشیانه از هم میپاشد و تغییر میکند…
-
رسوایی
700,000 توماننمایش سریعمادرم دو بار از دنیا رفت. به خودم قول دادم تا اجازه ندهم داستان او فراموش شود… پمپه و آدم توپراک ترکیه را به قصد لندن ترک میکنند. در آنجا زندگی جدیدی برای خانوادهشان میسازند. ولی سنتها و عقاید کشورشان با آنها همراه میشود. این عقاید و سنن که در خونشان جاری است، به فرزندانشان، اسکندر و اسما میرسد.
فرزندان خانواده توپراک که در بند اشتباهات گذشته خانواده هستند، زندگیشان با جنایتی وحشیانه از هم میپاشد و تغییر میکند…
-
عاشقان ژاپنی
750,000 توماننمایش سریعاز پر فروشترین نویسندهی سال، رمانی به اسم عاشقان ژاپنی منتشر شده است که داستان عشق،از خود گذشتگی و وفاداری در این دنیای بیثبات است.
در سال 1939 لهستان وارد جنگ میشود و پدر و مادر آلمای جوان او را به خانهی خاله اش در آن طرف آبها به سان فرانسیسکو میفرستند. در آنجا آلما، ایچیمی فوکودا را میبیند که او پسر باغبان ژاپنی آنها ست. و بین آنها عشقی جوانه می زند، به خاطر جنگ پِرل هاربر آنها از هم جدا می شوند. و خانواده ی ایچیمی مانند هزاران خانواده ی ژاپنی- آمریکایی دیگر به کمپ فرستاده می شوند. در طول زندگیشان بارها آلما و ایچیمی به هم رسیدند ولی مجبور می شوند تا عشقشان را از همه برای همیشه مخفی نگه دارند.
چندین دهه بعدآلما که به اواخر زندگی خود رسیده ، با آیرینا بازیلی که او هم برای فراموش کردن گذشته اش به خانه ی چکاوک آمده و از سالمندان پرستاری می کند،آشنا می شود، (سِت ) نوه ی آلمای پیر با آیرینا دوستی را آغاز می کند و در این بین متوجه می شوند نامه ها و هدایای اسرار آمیزی برای آلما فرستاده می شود. آنها کشف می کنند که مادر بزرگ عشقی پنهانی به نام ایچیمی دارد که این احساس قریب به 70 سال در بینشان مخفی و پنهان مانده است …… -
یادگاریهای صادق هدایت
300,000 توماننمایش سریعمرگ… چه لغت بیمناک و شورانگیز است! از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می دهد: خنده را از لب می زداید شادمانی را از دل می برد تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند. زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنیین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستاره آسمان تا کوچک ترین ذره روی زمین دیر یا زود می میرند: سنگ ها گیاه ها جانوران هر کدام پی در پی به دنیا آمده و به سرای نیستی رهسپار می شده و در گوشه فراموشی مشتی گرد و غبار می گردند. زمین لا ابالیانه گردش خود را در سپهر بی پایان دنبال می کند طبیعت روی بازمانده آنها دوباره زندگانی را از سر می گیرد، خورشید پرتو افشانی می کند نسیم می وزد گلها هوا را خوشبو می گردانند پرندگان نغمه سرایی می کنند، همه جنبندگان به جوش و خروش می آیند، آسمان لبخند می زند زمین می پروراند، مرگ با داس کهنه خود خرمن زندگانی را درو می کنند….
-
آبنبات تلخ
500,000 توماننمایش سریع«قبلا نمیدانستم چقدر بیمارم، واقعا نمیدانستم. از فکر اینکه دیگران مرا میشناسند، ولی من هیچ تصویری از آنها در حافظهام ندارم، میهراسیدم. از اینکه فرزندانم را در کنارم نخواهم داشت بر خود میلرزیدم.
سایهام را دوست میداشتم و با او زندگی میکردم، اما اطرافیانم خوشبختیم را نمیخواستند، آنها تلاش میکردند تا مرا از بهشت رویایی، که برای خود ساخته بودم به جهنم واقعیت خود بکشانند.»
تا اینکه …. -
دلواپسی
500,000 توماننمایش سریعبعضی آدم ها را نمیتوانی دوست بداری ، هرقدر هم که به تو نزدیک باشند و ادعای بزرگتری کنند. حتی اگر تو را از بنبست زندگی رهایی داده باشند حسی ته دلت میگوید به راهی هدایتت خواهند کرد که انتهایش دره ای مخوف و ترسناک است، بعضی هم دوست داشتنیاند با اینکه همخون تو نیستند، تا عمق جان میتوانی اعتماد کنی تا زنده بمانی و زندگی کنی و فقط دوست بداری، از آن دست دوست داشتنهایی که عشق نیست و فکر نبودنشان آزارت میدهد، همدمهایی که در پناهشان آسوده نفس میکشی، اما به مرور زمان وقتی پای عشـق درمیان میآید و عاشق میشوی
زندگی بدون اوست که برایت میشود کابوس تنهایی و دلواپسی
-
گیسو
1,000,000 توماننمایش سریعامشب ازپنجره اتاقم طلوع هزاران ستاره را نه از آسمان لاجوردی بلکه در نگاه تو دیدم وشکفتن غنچه امید برلبانت این باور را به من آموخت که زندگی بسی زیباتر از آن است که میپندارم.
بهاره شیرازی
-
مرا یادار
1,400,000 توماننمایش سریعباور نمیکنم که مرابا تو پیوستنی چنین باشد نگه آن دو چشم شور افکن سوی من گرم و دلنشین باشد بیگمان زآن جهان رویایی زهره برمن فکنده دیده عشق مینویسم به روی دفترخویش
“جاودان باشی ای سپیده عشق “ -
برجی در مه
1,700,000 توماننمایش سریعروزی مادر آیدا از طرف برادرش نامهای دریافت میکند که در آن از او و خواهرزادهاش دعوت شده تا تعطیلات نوروز را درکنار او بگذرانند ولی آن دو برخلاف مخالفتهای پدر آیدا بارسفر بسته و به ویلای دایی که در برجی زیبا دردامنههای کوههای شمال واقع شده عازم میشوند دراین سفرچند هفتهای به خاطر اتفاقات غیر منتظرهای که میافتد روزها و شبهای پردلهره و وحشتناکی برای آنها رغم میخورد اما در این بین….
-
عالیه
1,400,000 توماننمایش سریعزنگ خانه و لحن زنگ دار مهربانو که گفت آمدم، عالیه را از اتاق بیرون و از بالای پله ها به تماشای تازه واردین کشاند. در همهمه سلام و احوالپرسی و رد و بدل شدن بوسه بر گونه، عالیه مهمانان را ارزیابی می کرد. سن پنجاه سال به بالا. موها رنگ شده. لباسها اتوکشیده و مدل ها سنگین و متناسب با سن آن ها. کت و دامن تابستانی. رنگ سپید، شکلاتی، نارنجی و بنفش کمرنگ. عالیه در مقابل آینه ایستاد دستی به موهای بلند و مواج خود کشید و از این که آینه جوانی اش را به رخش می کشد خوشحال لبخند زد و به انتظار ایستاد تا توسط عمه به پایین فراخوانده شود. کمی گوش فرا داد هیچ صدایی نشنید از خود پرسید: «یعنی مریخی ها حمله کرده اند؟»
-
رز کبود
2,000,000 توماننمایش سریعزیر قبه آسمان پارکیست که سرسبزی و هوای لطیفش نسیم بهشت را به تو میرساند ودرآنجا نیمکتی وجود داردکه برتپه ای مشرف است وچون نور خورشید با رنگهای مسیناش رو به غروب میرود خرمن موی یار مرا به نمایش میگذارد و من آنقدر مینشینم که خورشید درپس تپه فرو رود و من بادلی پر از خواهش و نیازبر میخیزم و به امید روز دیگر وگفتگو باتوکه در درونم جای گرفته و همیشه خموش فقط گوش میکردی شب را طاقت بیاورم حالا با این که تو اینجایی درکنارمن وثمره عشقمان دارد در وجودت رشد میکند و بزرگ میشود اما اقرار میکنم که از خشم تو ازقهر و عتاب تو و از این که مرا رهاکنی و بروی بیش از مرگ میترسم.
مرگ حقیقی مرگ امید است
فهیمه رحیمی
-
غوغای بیهیاهو
1,300,000 توماننمایش سریعاین رمان شامل چهار داستان کوتاه با عناوین ( من اشتباه، تو اشتباه، او اشتباه و حسرت به دل ) میباشد. در هر یک از داستانهای کوتاه که بطور مجزا روایت شده است دارای مفاهیمی چون بیوفایی، خیانت، گذشت، وفاداری، عشق و دلدادگی است که رنگ و بویی حقیقی داشته و هریک از ما در زندگی روزمره یا با آن مواجه شدهایم و یا از سرگذشت آدم های اطرافمان شنیدهایم. قصههای این رمان به قدری جذاب بیان شده است که خواننده با هریک از قهرمانان آن همزاد پنداری و گاهی همـدردی میکند و در پایان هر قسمت با کلمه (حق داشت ) آهی از ته دل کشیده و کتاب را میبندد .
به امید آنکه بخوانید و لذت وافر ببرید.































